روی کافه سوال تعصب دارم
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧   کلمات کلیدی:

مژده لواسانی روی چه چیزی تعصب دارد؟+تصاویر

این روزها دیگر همه مخاطبان شبکه دو می دانند سه شب اول هفته می توانند بیننده برنامه ای جذاب و تاثیر گذار باشند که به مشکلات روزمره‌ای که خیلی ها با آن دست و پنجه نرم می کنند می پردازد. "کافه سوال" بعد از سه فصل حالا تبدیل به یکی از پر بیینده‌ترین برنامه‌های شبکه دو شده. تاثیر گذاری یک برنامه جدای از محتوا و فرم به مجری آن نیز بر می گردد. مژده لواسانی اجرای "کافه سوال" را بر عهده دارد و در این مدت نه تنها توانسته به خوبی از پس اجرا بر آید، بلکه ارتباط بسیار خوبی با مخاطبان هم برقرار کرده. او که پیش از این در برنامه  "به خانه بر می گردیم" نیز سابقه اجرا داشت، سال‌ها در رادیو به عنوان مجری و سردبیر فعالیت می کرده. البته او الان هم رادیو را دوست دارد و آن را عشق اولش می داند. گفت وگوی پایگاه خبری-تحلیلی جمهوریت ، را با این مجری جوان و خوش رو می خوانید.

 

منتظر فصل سوم باشید

 


بعد از موفقیت دو فصل اول "کافه سوال" فصل سوم این برنامه نیز با موضوع آلودگی هواروی آنتن رفت.از آنجاییکه مردم با معضل آلودگی هوا چه در تهران و چه در کلان شهرها مواجه اند و این مشکل در تهران به یک فاجعه اجتماعی تبدیل شده، همزمان با هفته هوای پاک تصمیم گرفتیم در "کافه سوال" به چرایی هوای ناپاک شهر بپردازیم. سه روز اول شروع فصل سوم با حضور مسئولین کنترل کیفیت آلودگی هوا بود که آمارهای تکان دهنده ای در برنامه ارائه دادند. در ادامه این هفته نیز سراغ شهردار تهران و سرکار خانم دکتر ابتکار و هنرمندانی که با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند رفتیم. به نظرم ما در "کافه سوال" شروع خیلی خوب و تاثیر گذاری داشتیم. شاید وقتی فصل دوم شروع شد من فکرش را نمی کردم این سری هم مثل سری قبل به همین قوت آغاز شود ولی خوشبختانه تا بدین جا استقبال خوبی از برنامه صورت گرفته. شاید یکی از مهترین دلایل دیده شدن "کافه سوال" جدای همه اتفاقات خوبی که درباره آن افتاده، ساعت پخش آن است. به هر حال مردم به وقت شبانگاه و بعد از خبر 20:30 اصولا برنامه های بعدی را هم می بینند. اگر خوششان بیاید دنبال می کنند و اگر نه سریع کانال تلویزیون را عوض می کنند. به اعتقاد من موفقیت ما هم در این است که بتوانیم مخاطبانمان را نگه داریم و در برنامه های بعد هم آنها را با خودمان همراه کنیم.


خط قرمزی وجود نداشت


موضوعات روز جامعه مثل عمل های زیبایی، شبکه های اجتماعی و...از ابتدا قرار بود در این برنامه مطرح شوند. در واقع هدف "کافه سوال" از ابتدا همین بوده و مشکلی هم وجود نداشت. گاهی اوقات خود ما برنامه سازان غولی به نام خط قرمز برای خودمان درست می کنیم و فکر می کنیم که کنار حتی حرکت هم نمی توان کرد و خیلی حرف ها را زد. اما ما در "کافه سوال" بیست و یک قسمت هر آنچه که باید را گفتیم. درست است برای هر برنامه ای باید استراتژی تعریف شود و از آنها مراقبت کرد. در تمام دنیا هم مبنای هر کار رسانه ای همین است و یکسری الزامات وجود دارد که طبیعتا همه آن را رعایت می کنند. اما یکسری قواعد خودساخته است. شاید در فصل اول کمتر کسی فکرش را می کرد ما بازیگری را بیاوریم که بگوید از عمل جراحی زیبایی اش ناراضی است اما ما این کار را کردیم و بازتاب خوبی هم داشت.


از بطن جامعه باخبرم


جدای از اینکه من یک دختر جوان هستم و از موضوعلات و مسائل روز جامعه ام با خبرم، نمی توانم از برنامه ام جدا باشم. کار اصلی من در رادیو قبل از اجرا، سالها سردبیری و تهیه کنندگی بوده. من اساسا برنامه ساز هستم و معتقدم وقتی برنامه ای را اجرا می کنم، باید بخش محتوایی آن برنامه را نیز از آن خودم کنم یا حداقل در کنار تیم طراح و اتاق فکر باشم. هیچ وقت در برنامه هایم چه در رادیو و چه در تلویزیون اینطور نبودم که مثلا یک ربع قبل از برنامه برسم و ببینم موضوع از چه قرار است و بلافاصله هم جلوی دوربین بروم و بعد هم خداحافظ! من همیشه برای برنامه ها و اجراهایم وقت می گذارم. این اتفاق درباره کافه سوال بیشتر می افتد چون روی این برنامه تعصب دارم و دغدغه های اجتماعی خودم هم خیلی زیاد است. علاوه بر این دوستان دست اندرکار برنامه نیز دغدغه های اجتماعی شان زیاد است.


دیده شدن مجری ترس ندارد!


یکی از مشکلاتی که برخی از تهیه کننده های ما دارند ترس از مطرح شدن مجری برنامه شان است. من چون این مشکلات را دیده ام میگویم، متاسفانه خیلی از مواقع تهیه کننده از اینکه مجری اش خیلی مطرح شود هراس دارد، دلیل اش هم این است که فکر میکند برنامه، دیگر برنامه مجری می شود. به نظر من اصلا از این قضیه نباید ترسید. ولی خوشبختانه آقای سلیمانی اصلا اینطور فکر نمی کنند و همیشه درباره موضوعات مختلف برنامه و مهمان ها تعامل خوبی با هم داریم.


من و "کافه سوال" مکمل یکدیگریم


در خیلی کشورهای دیگر هم این اتفاق می افتد و بعد از مدتی برنامه را با مجری اش می شناسند. البته باید این نکته را هم بگویم که آنها برنامه برای خودشان است و خودشان طراح و تهیه کننده برنامه هستند. این موضوع در کشور و برنامه های ما کمتر به چشم می خورد و مجری-تهیه کننده به آن معنا شاید کمتر داریم. البته برای مثال می توانم از آقای شهیدی فر در برنامه "پارک ملت" یا "مردم ایران سلام" یا احسان علیخانی در "ماه عسل" نام ببرم که برنامه از آن خودشان بود. اما در برنامه هایی که مجری و تهیه کننده جدا هستند گاهی اوقات این تصور از سوی تهیه کننده به وجود می آید که مجری نباید خیلی در برنامه اش دیده شود. ولی خیلی خوشحالم که این اتفاق ها تا به حال در "کافه سوال" نیفتاده.فکر می کنم مجری و تهیه کننده برنامه ظرف و مظروف همدیگر هستند و اگر من یا کافه سوال دیده شدیم برای هر دویمان این اتفاق افتاده. در "کافه سوال" نه من جدای از این برنامه هستم و نه این برنامه جدا از من. خدا را شکر تهیه کننده ما به این مسال اهمیت نمی دهد و تا به حال از این موضع گیری ها نداشته.


مجری گری فقط خوب شعر خواندن نیست


به عقیده من مطالعه، تحقیق و پژوهش و دانستن کمترین وظیفه فردی است که در رسانه کار می کند و از آن مهمتر مجری است. یعنی من اگر روی موضوع برنامه ام واقفم به کمترین وظیفه خودم عمل کردم. متاسفم که این ویژگی گاهی اوقات برای برخی از مجریان تبدیل به فضیلت می شود و فکر می کنند کار بزرگی انجام داده اند مگر مجری گری فقط رنگ و لعاب و جلوی و دوربین آمدن و قشنگ شعر خواندن است؟! باید به روز بود و روی موضوعات مختلف اشراف داشت. برای من واقعا جای تاسف دارد که گاهی اوقات برخی از مجریان ما وارد بحثی می شوند که هیچ چیز از آن نمی دانند و از بحثی که پیش آمده شگفت زده می شوند. خیلی بد است تو به عنوان مجری در مورد موضوع مورد بحث برنامه چیزی ندانی و مهمانت برای تو توضیح دهد. این موضوع اصلا برایم قابل هضم نیست و اگر خودم را به روز نگه می دارم اصلا کار بزرگی انجام نمی دهم.


مردم به همه چیز عادت می کنند


من همه تلاشم را می کنم که مخاطبانم بتوانند ارتباط خوبی با من و شیوه اجرایم برقرار کنند. خواسته خودم هم همین است و برای رسیدن به این مهم همه سعی ام را می کنم. البته نمی دانم خوشبختانه یا متاسفانه مردم ما یک ویژگی دارند و آن اینکه زود به شرایط جدید عادت می کنند و زود هم همه چیز را فراموش می کنند. مثلا اگر یک مجری هر روز برنامه داشته باشد در طول یک سال بعد بدون در نظر گرفتن اینکه اجرایش خوب است یا بد به او عادت می کنند. البته اینکه از او به عنوان یک مجری خوب و ستاره یاد کنند بحثی است جدا و به نحوه اجرای او بر می گردد. در برابر عادت کردن، مخاطبان خیلی هم زود همه چیز را فراموش می کنند. البته این دو موضوع خصلت انسانی همه ماست و نمی توان خیلی به آن ایراد گرفت. به عقیده من با وجود این شرایط یک مجری خوب باید در لحظه تاثیر بگذارد. جدای از این بحث برای من حال خیلی مهم است و دوست دارم در برنامه ای که مثلا اجرا می کنم بتوانم با مخاطبانم ارتباط برقرار کنم و آن تاثیری که باید را روی آنها بگذارم و آنها هم من را بپذیرند و همراهم شوند. خوشبختانه در این مدت اتفاق های خوبی افتاده و من بازخوردهای مثبت و خوبی از مخاطبان و همراهان برنامه گرفتم.


مجری نمی تواند همه را راضی نگه دارد


انتقاد همیشه وجود دارد، چون سلیقه ها با هم متفاوت است. به هر حال نمی شود همه افراد را جذب کرد، من همیشه می گویم حضرت علی (ع) هم جاذبه و دافعه داشتند و شهید مطهری هم کتابی مفصل در این باره به همین نام دارند. من معتقدم سلایق اینقدر متنوع هست که تو به عنوان یک مجری نمی توانی همه را راضی نگه داری، اما حداقل تلاشم این است که به استانداردی برسم که بدانم درست است و اگر هم کسی انتقادی دارد به شیوه اجرا و اصول آن نباشد و در حوزه تخصصی هم نتواند ایرادی از من بگیرد، اگر هم انتقادی هست سلیقه ای باشد.


برنامه خوب نداریم


به نظرم ما الان برنامه های شاخصی نداریم که مجری خوبی بیاید و آن را اجرا کند. ما یک دوران برنامه ها و برنامه سازان خیلی خوبی داشتیم که خلاقانه طرح هایی ارائه می دانند و اجرایش می کردند. البته الان هم کما و بیش این اتفاق می افتد اما شاید شکل آن عوض شده و یا شاید هم سلیقه مردم تغییر کرده. اما من فکر می کنم در حال حاضر بیشتر باید روی برنامه هایی کار کنیم که مردم به خاطر آنها تلویزیون را روشن کنند. مثلا ما الان در شبکه دو به موازات "کافه سوال" برنامه اجتماعی دیگری نداریم، برنامه های خانوادگی هستند اما "کافه سوال" تنها برنامه اجتماعی شبکه دو است. من معتقدم بیشتر از آن که به دنبال مجری خوب باشیم باید شیوه مان در برنامه سازی را تغییر دهیم.


واکنش ها به "کافه سوال"


ما در طول این مدت با موضع گیری هایی زیادی از سوی جامعه محترم پزشکان و هنرمندان عزیز رو به رو بودیم که بیشتر انتقادهای سلیقه ای بود. ضمن اینکه باید این نکته را هم در نظر گرفت درست است من به عنوان مجری نظرات خودم را نیز می گویم اما صد درد صد سیاست گذاری های برنامه با من نیست و من در لحظه از خودم حرفی نمی زنم. پشت بحث هایی مطرح شد در برنامه کلی حرف و فکر است و سوال هایی که من از مهمانان برنامه میپرسم بر اساس استراتژی برنامه است.من در این برنامه به هیچ عنوان موضع شخصی ندارم، موضع من کاملا مبتنی بر سیاست های برنامه است.


راحت حرف زدن هنر است


سبک اجرای گرم و صمیمی را ژیلا صادقی در تلویزیون باب کرد و من همه جا از او یاد می کنم، چون به نظرم کم لطفی است اگر بخواهیم از افراد دیگری در این زمینه اسم ببریم. ژیلا صادقی برای اولین بار باعث شد برنامه خانواده از آن حالت خیلی رسمی و اتو کشیده خارج شود و به یک گپ و گفت صمیمانه تبدیل شود. به نظرم این ویژگی خیلی خوبی است که مجری با مخاطبش صمیمی باشد و با او به راحتی صحبت کند. راحت حرف زدن واقعا هنر است. به نظرم بیان کردن 4-5 جمله سخت و ثقیل را همه مان یاد می گیریم.


چرا مجریان زن ستاره نمی شوند؟


ستاره شدن یک مجری زن به مراتب سخت تر از ستاره شدن یک مجری مرد است. دلیل این قضیه به خیلی از برنامه های ما هم بر می گردد که حتی شاید فضای عرفی آن اجازه ندهد آن را یک خانم اجرا کند و این یک موضوع کاملا فرهنگی است. چون مواردی در فرهنگ، عرف و باورهای ما وجود دارد که خیلی چیزها را متفاوت می کند. من اصلا به خوبی و بدی این مسال کاری ندارم و منظورم فقط متفاوت بودن شرایط است.


لطفا مقایسه نکنید!


مقایسه همیشه وجود دارد، حتی قبل از"کافه سوال" زمانی که من "به خانه بر می گردیم" را اجرا می کردم متاسفانه اجرایم را با دیگران مقایسه می کردند. فکر میکنم این قضیه هم از روی عادت باشد وگرنه نحوه اجرای هر کس مشخص است و دلیلی برای مقایسه وجود ندارد. این مقایسه ها کار هر مجری را سخت تر می کند و شاید باعث دلسرد شدن او نیز بشود. شاید اگر برنامه ای که من اجرا می کنم اینقدر سر زبان ها نمی افتاد کارم راحت تر بود چون طبیعتا خودم هم کمتر دیده می شدم و زندگی خودم را داشتم اما حالا که این اتفاق افتاده سعی می کنم تلاشم را بیشتر کنم اما دوست ندارم مورد قضاوت و یکسری قیاس های ناجوانمردانه قرار بگیرم. من این موضوع را بارها و بارها تجربه کردم، ممکن است زمان ببرد اما نهایتا آدم ها خودشان و ویژگی هایشان را تثبیت می‌کنند.


هر مجری‌ای در جایگاه خودش درخشان است


شاید شروع مقایسه کردن ها با حضور آقای علیخانی بعد از فرزاد حسنی در "جزر و مد" افتاد. آن اوائل مقایسه این دو خیلی زیاد بود و می‌گفتند احسان علیخانی شبیه فرزاد حسنی است. اما الان هر کدامشان برای خودشان جایگاه ویژه‌ای دارند. این اتفاق درباره مجری‌های دیگرمان هم افتاده.ما مجری‌های بسیار خوبی داریم که در جایگاه خودشان بسیار درخشان و موثرند. به نظرم مخاطبان ما باید عادت کنند هر مجری را در جایگاه خودش بپذیرند و او را با فرد دیگر مقایسه نکنند.


هنوز هم عاشق رادیوام


من عاشق رادیو هستم و این علاقه به سال‌ها قبل بر می گردد. فکر می کنم عشق و علاقه ای که در بچگی شکل بگیرد تا مرگ هم ادامه دار خواهد بود. این حس لذت بخشی است که من به رادیو دارم و هنوز هم بعد از سالها این علاقه با من است. رادیو برای من همه کودکی و تجربه نوجوانی‌ام است. من لحظات بسیار خوب و به یاد ماندنی را در استودیوهای رادیو از زمان ارگ تا حالا که به ساختمان جدید آمدیم دارم. رادیو سختی های خودش را دارد، اما با این وجود من هیچ وقت این علاقه را فراموش نمی‌کنم چون عشق است. هیچ وقت اسیر جادو و زرقو برق تلویزیون نخواهم شد و رادیو را از یاد نخواهم برد.
 http://etedaal.ir/