دغدغه های جوانی خانم مجری
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٢   کلمات کلیدی:

از 4 تا 24 سالگی

جوانی برای من یعنی چشم در چشم مخاطب سی دقیقه هم نفسی،‌یعنی مقابل نادیده عزیز احساسات متفاوت را بی دروغ و بی دریغ تجربه کردن.

۱۳۹۲ یکشنبه ۲۲ دی ساعت 11:02 

مژده لواسانی- وقتی در استودیوهای مختلف رادیویی کودکی کرده باشی، زیر بال و پر اهالی رادیو به نوجوانی برسی و خاطراتت در راهروهای رادیو پشت میکروفون ها و در کنار آدم های پرخاطره رادیویی شکل گرفته باشد، جوانیت چه بخواهی چه نخواهی گره می خورد با لبخندها و اشک ها، عشق ها و شوق ها، ترس ها و هیجان هایی که رسانه به تو هدیه کرده است. تجربه شیرین رسیدن در دقیقه 90 به آنتن زنده، چراغ قرمز استودیو و سلام دادن به تو.دل دل کردن برای تماس مخاطب، سرمستی از حضور مهمانی که دوستش داری، و شوق و ذوق کار با عزیزترین هایت حتی وقتی دل آزرده ات می کنند. جوانی برای من با رادیو و تلویزیون معنا می شود. از تجربه اولین سردبیری در هفده سالگی و لقب جوان ترین سردبیر رادیو را گرفتن تا اجرای «به خانه بر می گردیم» و این روزها مزه مزه کردن 24 سالگی در کافه ای به نام سئوال که به همت گروه اجتماعی شبکه 2 تاسیس شده برای گپ و گعده های من و تو و حرف هایی از جنس ما. جوانی برای من یعنی دوستانی که کنار میکروفون رادیو و پشت دوربین های تلویزیون رفاقت را سند زدند و حالا سال هاست که هم داستانیم.جوانی برای من یعنی من و رادیو که یک تاریخ پیش هم بودیم و حالا ساده نمی توان از کنار هم گذشت. جوانی برای من یعنی چشم در چشم مخاطب سی دقیقه هم نفسی،‌یعنی مقابل نادیده عزیز احساسات متفاوت را بی دروغ و بی دریغ تجربه کردن. جوانی این روزهای من خلاصه می شود در کتاب های قانون از حقوق خانواده تا جرم شناسی و جزا، پله های ساختمان شهدای رادیو و ورودی باصفای شبکه 2. جوانی ام را نفس می کشم در شهر کتاب ها، سالن های نمایش و پردیس های سینمایی. من جوانی ام را در صحن گوهرشاد و آزادی، انقلاب و ورودی در پنجره فولاد کنار سقاخانه و گنبد طلا با شکوه می کنم.جوانی یعنی این لحظه هایی که من و یک ترس بزرگ هم سفریم که ناگهان چه زود دیر می شود.