جدیدترین گفتگو
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱   کلمات کلیدی:
گفت وگو با مژده لواسانی، مجری تلویزیون
اجرا شبیه وکالت است
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
اولین فعالیت هنری شما حضور در برنامه سلام کوچولو


در سه چهار سالگی بود. آن زمان شما کودک خردسالی
بودید و در کنار عذرا وکیلی پشت میکروفن صحبت
م یکردید. فکر می کردید روزی مجری گری شغل و حرفه
اصلی تان بشود؟
هر فردی در دوران کودکی اش به فعالیت های مختلف
علاقه مند می شود و در برخی زمینه هاا ستعداد بیشتریا ز
خود نشان م یدهد. برخی بچه ها در فعالی تهای هنری
بیشتر از هم سن و سال هایشان کوشا هستند. راستش در
دوران کودکی من هم جزو بچه های خوش سر و زبان بودم
و علاقه داشتم در فعالی تهای هنری شرکت کنم. همین
مسالهب اعث شدب هب رنامه سلام کوچولو راه پیدا کنم. رادیو
در آن سال ها کاملا حرفه ای من را پرورش داد. شایدا بتدا
این تصور را نداشتم که اجرا را ادامه بدهم، اما رادیو این
علاقه را در من تقویت کرد. معتقدم رادیو حکم تئاتر را برای
یک هنرمند دارد. در واقع رادیو کارگاه پرورشا ستعدادهای
جوانان است. البته در گذشته این مساله پررنگ تر بود.
به نظر شما چرا در گذشته به جنبه آموزشی رادیو بیشتر
توجه م یشد؟
من منکر وجه آموزشی رادیو در وضع کنونی نیستم، ولی
شرایط نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده است. خوشبختانه
منا ین شانس را داشتم که در رادیو کنار بزرگان چیزهای
زیادی یاد بگیرم. تمام استادان برای من و دیگر دوستانم
وقت م یگذاشتند. حضور در کنار این استادان راهگشای
مسیر ما در رادیو شد.ا لان همانا ستادان در قید حیات هستند
و فعالیت هنری دارند. اما دغدغه های زندگی، شتاب زمانه و
مسائل مالی به آنها ا جازه نم یدهد همچون گذشته برایا ین
مساله وقت بگذارند.
رشته تخصصی شما در دانشگاه حقوق بوده است.
چطور شد مسیر اجرا و کار در رادیو را انتخاب کردید که اصلا
ارتباطی با تحصیل تان ندارد؟
پدر من وکیلا ست و من به خاطر شرایط خانواده به رشته
حقوق علاقه مند شدم، ولی این مساله باعث نشد از علاقه ام
بها جرا کاسته شود.ب ه قول معروف صدا و سیما من راا زب چگی
نمک گیر کرد و روز ب هروز بر علاقه من افزوده شد. طی این
سال ها درس های زیادیا زا جرا در رادیو و تلویزیون گرفتم.
تجربه ای که شاید در رشته دیگر نمی توانستم کسب کنم.
همچنین من به فضایا دبی، فرهنگی و هنریا ز کودکی
علاقه مند بودم و کار در رسانه را دوست داشتم. با شما موافق
نیستم که وکالت و اجرا در رادیو و تلویزیون دو حرفه مجزا
از هم هستند.
ا فرادی که درا ین دو رشته مشغول هستند هر دوب اید روی
مخاطبشان تاثیر گذار باشند. یعنی باید دانش و اطلاعاتشان
به اندازه ای باشد تا بتوانند محیط اطراف خود را تحت تاثیر
قرار دهند. وکیل در دادگاه بایدا ین کار را ا نجام دهد و مجری
با مردم مواجها ست.ا جرا برای من مثلا رائه یک مقاله
دانشگاهی ا ست. خوشبختانه مردم در طولا ین سال ها
نسبت به منل طف داشته و با برنامه های منا رتباط برقرار
کرده اند. در مجموع معتقدم بینا جرا و وکالت حلقه مشترکی
وجود دارد که این دو را به هم وصل می کند
یعنی آنقدر جذب اجرا شده اید که نم یخواهید به حرفه
وکالت وارد شوید؟
هم اکنون من دانشجوی سال آخر رشته حقوق هستم
و علاقه دارم در این حرفه کار کنم، اما این مساله باعث
نمی شود ا جرا را کنار بگذارم. چونا ولویت کار منا ست و ا ز
کودکی در این حرفه مشغول بوده ام.
شما وقتی در قاب تلویزیون ظاهر شدید فقط 20 سال
داشتید. آن زمان ترس و واهمه از روب هرو شدن با مخاطب
بی شمار تلویزیونی نداشتید؟
من همیشه در زندگ یام تلاش کرد هام بها هدافی که مد
نظر دارم، برسم. خدا را شاکرم که در این راه به من کمک
کرده و توانستم درب یست سالگیا جرایب رنام ههای خانواده
تلویزیون را به عهده بگیرم. گرچه در روزهایا ول نگران
این مساله بودم که آیا مردم مرا می پذیرند یا نه. خوشبختانه
توانستم ارتباط خوب و صمیمانه ای با مخاطبان برقرار
کنم. مهم ترین انگیزه من مردم بودند. آنها با بازخوردهای
دلگرم کننده به من امید م یدادند و همین مساله روی اجرای
من تاثیرگذار بود و توانستم در هر برنامه رادیویی و تلویزیونی
با هر ساختار و محتوایی که دارد خودم را هماهنگ کنم. در
طول این سال ها برنام ههای گوناگونی در زمین ههای معارف
و خانوادها جرا کرد هام. وجها شتراک تمام برنام ههاا ین بود
که سعی کردم خود مژدهل واسانی باشم. گرچه موضوع برنامه
تغییر م یکرد و همین مساله در حال تهایا جرا تاثیرگذار بود،
اما در تمام برنامه ها خودم بودم و سعی نکردم آن چیزی را
که نیستم نشان دهم. قالب رادیو و تلویزیون برایم فرقی
ندارد و علاق همندم کارم را درست انجام دهم. مجری که
خو شقلب و مهربان باشد تاثیر بیشتری بر مخاطبش
م یگذارد. البته به این شرط که این وی ژگی در او نهادینه شده
باشد.ل نز دوربین صرفا نمی تواندا رتباط ما را با مخاطب برقرار
کند. از سوی دیگر صداقت آدم ها از طریق چش مهایشان
به بیننده منتقل م یشد و چشم ها هیچ وقت دروغ
نمی گویند.
شما در برنام هتان راجع به مسائل تخصصی زندگی
مشترک صحبت م یکنید. با این که خودتان چنین تجربه ای
ندارید و دغدغه های ازدواج و موضوعات قبل و بعد از آن را
حس نکرده اید. این مساله کار شما را سخت نمی کند؟
من به عنوان یک دختر جوانا ز نسل سوم وارد
و « خانواده عزیز » ،« به خانه برمی گردیم » برنامه هایی چون
شدم.ب نابراینب ه مخاطبن شان دادم من هم « عصر خانواده »
یکی مثل خود شماا ز نسل جوانان هستم و نم یخواهم مثل
بزرگ ترها صحبت کنم. در مباحث ازدواج نیز دغدغه های
نسل خودم را در چارچوب خانواده در برنامه مطرح می کنم.
در این شرایط حتی مادربزرگانی که بیننده برنامه هستند من
را به عنوان دختر کوچک خودشان قبول م یکنند. من هم در
برنامه هایا جتماعی درباره مباحثا زدواج و خانواده صحبت
می کنم. قرار نیست آن چیزی را که نیستم به مخاطب نشان
بدهم. همین مسالها رتباط من و مخاطبان را گرم تر کرده
است.
به هر حال شما نمی توانید با کارشناس برنامه درباره
ریزه کاری های طلاق و جر وب حث های زن و شوهری صحبت
کنید. آیا قبل از اجرا تحقیق خاصی می کنید؟
گرچه من تجربه زندگی مشترک ندارم،ا ما رشته حقوق
خوانده ام که بخشیا ز واحدهای درسی اش بها ین مساله
می پردازد. با توجه به رشته تحصیلی و مطالعات گسترده ای
که از قبل انجام می دهم سعی می کنم با اطلاعات کافی
جلوی کارشناس حاضر شوم تا بتوانم بها ندازه نیاز درباره
حقوق خانواده صحبت کنم. از سوی دیگر شغل من به
گونه ایا ست که مرتب سعی می کنم در مورد مباحث
مختلفا جتماعی باا طرافیانم صحبت کنم تا با معیارهای
آنها آشنا شوم و مباحث کاربردی را در برنامه با کارشناس
مطرح کنم. یک مجری ضرورت دارد در حرفه خودا طلاعات
و دانش لازم را داشته باشد و اگر در این زمینه کوتاهی کند
خودش بیشتر از بقیه لطمه می بیند. خوشبختانه زمانی که
را به عهده داشتم « روز ا ز نو » منا جرای برنامها جتماعی
قبل از هر گفت وگو با کارشناس تحقیق گسترده ای انجام
می دادم. حامد جوادزاده، مشاور برنامه نیز کمک های لازم
را می کرد و تمام مواردی را کها حتیاج داشتم درا ختیارم
می گذاشت. تحقیق و پژوهش برای مجری حرف اول
را می زند. مخاطب ما خیلی هوشمندا ست وا گر مجری
اطلاعات کافی در اختیار نداشته باشد طبیعی است مخاطب
خیلی سریع متوجه مساله شود و شبکه تلویزیون را تغییر
دهد. بنابراین دانش وا طلاعات برای مجریا زا همیت
بسزایی برخوردار است. برنامه روز از نو تجربه خوبی برای
من بود و خدا را شاکرم که توانستم به موفقیت برسم.
آیا از برنام ههای خارجی در حوزه اجتماعی الگوبرداری
می کنید؟
طبیعی است اجراهای خارجی را دنبال کنم، اما
هر کشوری فرهنگ خودش را دارد. منن م یتوانم
با الگ وبرداری از یک مجری خارجی برنامه را اجرا کنم.
چرا که در این صورت مخاطب به من اعتماد نم یکند. در
کلیاتن می توانا لگو گرفت.ا دبیات و فرهنگ هر کشور
متناسب باا فراد جامعها ست. ما باید سعی کنیما ستانداردهای
لازم را درا جرا داشته باشیم،ا ما نم یتوانیم مثل آنهاا جرا
کنیم. مجریان خارجی براحتی به مسائل حاشیه ای و
زندگی شخصی مهمان برنامه وارد م یشوند؛ در حالی
که فرهنگ جامعها ینا جازه ران م یدهد یا مهمانب رنامه
علاقه ای ندارد درباره حاشیه های زندگی اش صحبت
شود.
یکی از آسیب های برنامه های اجتماعی طرح سوالات
تکراری است. در حالی که در برنامه های خارجی سوالات
تنوع بیشتری دارد. این مساله را چطور توجیه می کنید؟
با ا ین مساله موافق هستم، ا ما قبول کنید خیلی مواقع
مهمانان برنامه قبلا ز پخش برنامه تاکید م یکنند درباره
برخی مباحث سوالی طرح نشود یا سیاس تهای سازمان به
گون هایا ست که نباید برخی سوالات را طرح کنیم. متاسفانه
همه مشکلات به گردن مجری گذشته می شود؛ چرا که او
ویترین برنامها ست،ا ما قبول کنیم تهیه کننده نیز نقش
بسزایی در این ارتباط دارد. او هم باید دست مجری را باز
بگذارد. بگذارید برایتان مثالی بزنم. خانما لن در شبکه های
غربی خودش همزمان تهیه و اجرای برنامه را به عهده دارد.
طبیعیا ست برنامها و موفق م یشود. در ا یران هم نمونه های
مردما یران » و « پارک ملت » اینچنینی زیاد داریم. برنامه
توسط آقای شهیدی فرد تهیه وا جرا می شد و به « سلام
همین خاطر موفقیت زیادی میان مردم کسب کرد یا آقای
علیخانی زمانی که تهیه کنندگی و ا جرا را همزمان داشت
میزان محبوبیت برنامه اشا فزوده شد و درخشش بیشتری
داشت، چون برنامه برای خودش بود. وقتی مجری، خودش
هم تهیه کننده باشد دستش برای طرح سوالات متنوع تر
بازتر است.
البته من خودم زمانی کها جرای برنامه ای را به عهده
دارم سعی م یکنم در اتاق فکر آن کار حضور داشته
باشم، اما نظراتم را تا حدودی می توانم اعمال کنم؛
بنابراین شما درا ین رابطهن باید فقط مجری را مقصر
بدانید.
پلاک » شما در نوجوانی تجربه بازیگری در سریال های
به کارگردانی محمد « خبرنگار » مهران مدیری و «14
حسن زاده را داشته اید. چرا در طول این سال ها بازیگری
را ادامه ندادید؟
احساس کردم درا جرا موف قترا زب ازیگری هستم.ب ه
همین دلیل حرفها جرا را با علاقه دنبال کردم. در ضمن
پوشش چادر را برای خودم انتخاب کرده ام و در بازیگری
گاهی باید از پوشش دیگری استفاده کرد. به همین
دلیل نم یتوانستم بازیگری را ادامه دهم، اما هنوز هم در
تئاترهای مذهبی به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر
حضور دارم. چرا که در این تئاتر ها م یتوانم چادر داشته
باشم.